خرید بک لینک
من آن کوهنوردمکه قله را برای منظره ی دشت دوست دارد و دشت را برای منظره ی قله ، کنار بکش، آرنجت را بساوان روی میز و با توک سبابه ات، شقیقه را صدا بزن دایره ای سیاه با روزنی سفید در گوشه ی سمت بالای آن

برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: جمعه 24 آبان 1398 ساعت: 16:56

درخت از مادیان پیر، که در سایه اش لمیده بود، پرسید:

دویدون، چگونه است ؟

مادیان شامه اش را میان بوته ای کوتاه چرخاند

دارکوب، كه بر تن درخت، سر می کوبید،

بى پروا گفت: تو در ذات ایستادنی، سوالت برای چیست ؟

باد در شاخ های درخت پیچید و ترانه ای محزون شد

برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: جمعه 24 آبان 1398 ساعت: 16:56

ماه بالا می آید

قرص کاملی نیست

صدای شکستن برف یخی

زیر پای خرس سفید

،

پلک می زند، زمین

برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: جمعه 24 آبان 1398 ساعت: 16:56

تو آن خطوط کوتاهی

میان ِ نقطه های ِ غریب ِ زندگیم ....

برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: جمعه 24 آبان 1398 ساعت: 16:56

کیسه ها را آوردندشالی زار را درو کردند جعبه ها را آوردندهلو ها را چیدند جعبه ها را آوردند انارها را چیدند جعبه ها را آوردند پرتقال ها را چیدند جعبه ها را آورند توت فرنگی ها را چیدند کیسه ها را آوردند

برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: جمعه 24 آبان 1398 ساعت: 16:56

سخت است

آغاز شود وزیدن ِ باد ِ پاييزى

بادبادکى باشی ... چسبیده به دیوار تابستان

برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: جمعه 24 آبان 1398 ساعت: 16:56

زنده گیری می کنیم

قفس را می آوریم

تیمارشان می کنیم

تا پروار شوند

وقت می گذاریم تا شوند

تطبیق دلخواه ما

رهایشان می کنیم

جفت پیدا کنند

...

برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: جمعه 24 آبان 1398 ساعت: 16:56

دلم، برایت تنگ می شود ... آنجادور از شعاع پریدنم ایستاده ای،نقطه ای، کنار درخت بید غریببرایت، دست تکان خواهد داد،آن بالازیر بال هواپیمادشت سرخ و سبز و زرد را ببین،و خیالت نباشد ... آن پایینریزه های خا

برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: جمعه 24 آبان 1398 ساعت: 16:56

میدانی نونما به اشتباه مانده ایمآیینه را، برعکس به دیوار می زنیمبا دنیای وارون، هم شرط می شویماز خواب، می پریمبا مادر، از نهنگ های مرده، می گویمبا پدر از خبر جنگ های جنوب آفریقا،ما دل ِ دلنگرانی ِ الم

برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: جمعه 24 آبان 1398 ساعت: 16:56

کلاهت را، روی زانویم می گذارمزانویم را، رو به روی چشمم ... و می نشیم پای آفتاب 40 درجه .من پر از حرف های کلیشه ایم ... که چرا ... که چطور ... که کجا ... ؟،مردی که معتقد به موهای زاید ست، روی نیمکت مقا

برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: جمعه 24 آبان 1398 ساعت: 16:56

صفحه بندی